- Parsa TV | پارسا تی وی
- Persia EN » آموزش رایگان مکالمه زبان انگلیسی
- آپلود سنتر دائمی و رایگان عکس و فایل های شما با لینک مستقیم و بدون محدودیت
- بزرگترين پايگاه اينترنتی موسيقی ايران
- بزرگترین سایت مزایده آنلاین در خاور میانه
- بیت فا | نشریه اینترنتی برترین های وب و آی تی
- جامعه مجازی وبلاگ نویسان ایران
- دانلود رایگان فیلم ، کلیپ و موزیک ویدئو
- دانلود موزیک کلاسیک ، بی کلام ، پاپ ، رپ ، سنتی ، ایرانی و خارجی
- زرین هما تعبیر یک رویا
- سیستم افزایش محبوبیت و بازدید
- فروشگاه اینترنتی راه اندیش
- فقط به خاطر تو
- نقالی و شاهنامه خوانی آنلاین
- پارسا عدالت
- پرسا بلاگ – سیستم افزایش محبوبیت و بازدید – افزایش لایک فیسبوک – افزایش گوگل پلاس – افزایش دنبال کنندگان توییتر
- چرک نویس های پارسا عدالت
- کتابخانه مجازی پارسا
بازدیدکنندگان امروز : 21
بازدید دیروز : 1530
بازدید این هفته : 2778
بازدید این ماه : 15990
کل بازدیدها : 30221
تعداد افراد آنلاین : 6
مطالب ارسالی : 527 مطلب
دیدگاه های تایید شده : 1043 دیدگاه
میانگین ارسال روزانه : 0.65
میانگین نظرات روزانه : 1.29
افتتاح سایت : 811 روز پیش
تاریخ افتتاح سایت : 03.12.2009, 16:54
کاربران ورودی از موتور های جست و جو : 1
زمان لود صفحه : 0.457 ثانیه
تبادل لینک با : 18 سایت
- نکن ! نکن ! نکن !
- چند مدل گوشواره که این روز ها واقعا مد هستند
- مجموعه اس ام اس های پند آموز
- اهمیت تبلیغات
- عکس های عاشقانه
- کاریکاتور قلعه نویی
- کجایند مردان بی ادعا ؟!
- نمای جالبی از کدوهای روشن هالوین
- بهاره رهنما - شهرام قائدی (چارچنگولی)
- ミ★ミ گروه دختر پسرهای ایرونی ミ★ミ
- هنر نزد ایرانیان است و بس....
- دوتا عاشق بی قرار
- عکس های عشقولانه
- اس ام اس
- چند جوک و پیامک بامزه
- جوک های باادبانه
- اس ام اس سرکاری
- اس ام اس عاشقانه و فلسفی
- اس ام اس های عاشقانه
- انیشتین آسمانی !
- اس ام اس جدایی
- اوباما با طعم پيشخدمت غذا !!
- هشت روش مفید برای جلوگیری از بی شوهر ماندن
- جوک جدید و پیامک جدید
- یوزارسیف و همسران [ جلسه نقد فیلم ]
- باهوش ترین مرد دنیا
- 24ساعت از زندگی یک دختر ایرانی
- دختری در حمام عمومی مردانه
- زیبا ترین و قشنگ ترین عروس دنیا
- عاشقانه
- کوله سوسکی
- بد ، خوب ، عالی
- اس ام اس یا همون پیامک عاشقانه جدید
- پیدایش بشر
- چرا باید زن بگیریم ؟
- حمله برچسبها به در منازل
- اس ام اس سرکاری و خنده دار
- منشاء جوکهای قزوینی چه کسی است؟
- عکسای عاشقانه
- خانه رویایی
|
|
|
|
|
|
|
|
اگه با این مقایسه به کسی توهین شد معذرت میخوام |
|
|
زیبا ترین و قشنگ ترین عروس دنیا |
- پر بازدیدترین عکس های دیده شده در اینترنت سال ۲۰۱۱
- گل زیبا
- ماشین طرح چوب!
- شوخی خطرناک طالبان با آرپیجی
- اهمیت تبلیغات
- عکاسی خطرناک
- یوزارسیف و همسران [ جلسه نقد فیلم ]
- بزرگترین سوسیس دنیا
- یدک کشتی بزرگ در کانال تنگ
- بچه های شیطون
- دختر زیبا
- مدل لباس ایرانی
- ماشین عروس تابلو !!!
- پسرم بیا تو آب ، نترس
- فارغ التحصیل تروریست در زامبیا
- احمد ایراندوست ، غول اخراجیها
- فیلمبرداران جوگیر
- موبایل در گوش !!!
- سگ آرنولد
- تورو خدا کمکم کن ، من مجسمه شدم !
|
عنوان سایت
متن تبلیغ شما ماهانه 5.000 تومان |
در پی اختلاف نظر علما در مورد اینکه شب چهارشنبه سوری ۲۲ است یا ۲۹٫ روز ۲۲ اسفند یوم الشک و از ۲۲ تا ۲۹ اسفند هفته ی وحشت اعلام شد
.
شیطان عاشق خدا بود … می خواست تنها عاشقش باشد … فریاد زد … خدا نفهمید ! . . . خدا بزرگ بود … می خواست عاشقی کند … آدم را آفرید! . . . سالها پیش آدم خدا را از یاد برد … آدم عاشق شیطان شد ! این وسط خدا تنها ماند … به همین سادگی
.
میگن وقتی یه خوشکل به آسمون نگاه میکنه ستاره ها چشمک میزنن و حال میکنن یه وقت به آسمون نگاه نکنی گند بزنی به حالشون
.
غضنفر میره استادیوم وسط موج مکزیکی غرق میشه
.
بسیجیه میره لاس وگاس ، زنگ میزنه به خانمش میگه : فکر کنم شهید شدم ؟! خانمش میگه چرا؟ میگه : آخه اینجا بهشته 
.
شخصی را به جهنم می بردند . در راه بر می گشت و به عقب خیره می شد . ناگهان خدا فرمود : او را به بهشت ببرید . فرشتگان پرسیدند چرا ؟ پروردگار فرمود : او چند بار به عقب نگاه کرد … او امید به بخشش داشت
.
تیمارستان نوار کاست نوحه می ذارن همه پا میشن می رقصن به جز یکیمی میگن این حتما سالمه ازش می پرسن تو چرا نمی رقصی ؟ میگه:آخه من عروسم
.
درجات دیوانگی:
۱٫ گیج
۲٫ خنگ
۳٫ پپه
۴٫ گاگول
۵٫اسمت چی بود؟
.
اگه یه روز تنها شدی… تا کسی نیست دستتو بکن تو دماغت، حالشو ببر!
.
هنر شمشیر اینه که یکی رو دو تا می کنه،بنازم هنر عشقو که دو تا رو یکی می کنه
.
افتادن در گل و لای ننگ نیست. ننگ در این است که آنجا بمانی
.
گفتی دور منو خط بکش ، کشیدم حالا تو در محاصره ی منی!
.
الهی همیشه مثل چراغ راهنمایی باشی لپت همیشه قرمز،روی دشمنات زرد دلت همیشه سبز
.
دو چیز هیچ وقت از یاد آدمها نمیره یکی: دوست های خوب یکی: روزهای خوب یه چیز هم هیچ وقت از دل آدمها بیرون نمیره روزهای خوب که با دوستهای خوب داشتی
.
مشترک گرامی:مثانه ی شما پر شده است لطفا هر چه سریعتر نسبت به تخلیه ی آن اقدام نمایید. ( سازمان کنترل نا محسوس شب ادراری )
.
به خروسه میگن مرغ چند حرف داره؟ میگه : قربونش برم حرف نداره!
.
چشمهای درشت و زیبایت را که به من می دوزی و با لبهای زیبا آواز می خوانی . احساس می کنم که بیش از همیشه عاشقت هستم . تو زیبا ترین قورباغه ی این برکه ای
.
این سیب، بهترین سیب، شکل سیب، سر سیب، کار سیب، گذاشتن سیب، یه سیب، آدم سیب، الافه سیب.
حالا سیب هارو حذف کن. از اول بخونش!
.
تو مثل خورشید هستی. می دونی چرا؟ چون با همون نگاه اولت می شد فهمید که از پشت کوه اومدی!
.
بیا مثل دوتا کبوتر پر بکشیم بریم روی بلندترین درخت لونه کنیم… بعد تو تخم بذار، منم میرم گوجه می خرم یه املت توپ بزنیم تو رگ!
.
هر چی زنگ می زنم آنتن نمیده جات بده به مامانت بگو جاتو عوض کنه.
.
اختراعی که برای جبران اشتباهات بشر درست شده چیست؟ طلاق 
.
آرزوی حیوانات مختلف:
آرزوی جوجه تیغی (بغلش کنی )
آرزوی پاندا ( عکس رنگی بگیره )
آرزوی گوسفند ( صندلی جلوی وانت بشینه )
آرزوی خر ( نمیگم داغ دلت تازه نشه )
.
صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو . یا دل از دیده تو سیر شود بعد برو . تو اگر کوچ کنی بغض خدا میشکند . صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو
.
تقصیر دلم چیست اگر روی تو زیباست حاجت به بیان نیست که از روی تو پیداست من تشنه یک لحظه تماشای تو هستم افسوس که یک لحظه تماشای تو رویاست
.
عشق عینک سبزیست که کاه را یونجه می بیند
.
به ژاپنیه میگن رفتی قزوین گردش قزوینو چجوری دیدی؟ میگه ناشی باشی تاشی توشه
.
چهارشنبه سوری هر آتیشی که دیدی به یاد قلب منم باش آخه از دوریت بدجوری آتیش گرفته
.
به ترکه می گن کجای تهران می شینی ؟ می گه هرجا خسته شدم
.
غضنفر کلیدش رو تو ماشین جا میگذاره، تا بره کلید ساز بیاره زن و بچش دو ساعت تو ماشین گیر میکنن 
.
چندی ست که بیمار وفایت شده ام ?… در بستر غم چشم به راهت شده ام ?… این را تو بدان اگر بمیرم روزی ?… مسئول تویی که من فدایت شده ام 
.
ترکه تو اردبیل میمیره اعلامیه اش رو میزنن به دیوار … تو انتخابات رای میاره
مشاهده ی ادامه ی مطلب جوک جدید و پیامک جدید
طرف میره جوراب بخره میگه آقا یه جوراب بده
فروشنده : مردانه؟
طرف : بخدا راست میگم آقا یه جوراب بده
کچله میره آرایشگاه معذرت خواهی میکنه
یه پسره به باباش میگه بابا جات خالی یه شعبده باز بود که یه کبوترو تبدیل به اسکناس ۱۰۰۰ تومنی کرد پدر میگه: این که چیزی نیست مامانت صبح ۱۰۰٫۰۰۰ تومن رو تبدیل به لوازم آرایشی و لباس کرد
اولی: آقای دکتر، من فکر می کنم عینک لازم دارم.
دومی: بله حتما! چون این جا مغازه ساندویچ فروشی است!
طرف یه سی دی میخره، میبینه سوراخه، میره پسش میده!
- زندان بان به زندانى گفت: همسرتان به دیدنتان آمده است.
زندانى گفت: کدام یکى ؟
زندانبان گفت: مرا مسخره کردهاى؟
زندانى گفت: نه، چون من به جرم داشتن دو زن به زندان افتادهام
۲- غروب شده بود که دو تا دوست با هم به طرفى مىرفتند، یکى از آنها یکباره ذوق شاعرانهاش گل کرد و به دیگرى گفت: «خورشید پدیده زیبایى است، ولى فقط روزها نورافشانى مىکند که هوا روشن است و این هنر نیست که خورشید در روز روشن نورافشانى کند، اما ماه، شبها، آن هم شبهایى این قدر تاریک…»
۳- سؤال: چکها و اسلاوها از کجا مىدانند که کره زمین گرد است؟
جواب: در سال ۱۹۴۸ امپریالیستها را بیرون کردند و به طرف غرب راندند و در سال ۱۹۶۸ آنها از شرق برگشتند
۴- گدایى در خانهاى را زد و مستخدمه در را باز کرد، سپس برگشت و به اربابش گفت: مردى با عصا بیرون در ایستاده است.
ارباب: بگویید برود. ما عصا لازم نداریم
۵-گدایى با حالت گریان و نزار به خانمى گفت: شما باید موقعیت مرا درک کنید. خیلى بدبختم، پدر الکلى، مادر مریض، بچههاى گرسنه.
خانم دلش به رحم آمد و پول خوبى به او داد و سپس گفت: شما کى هستید؟
من پدر خانوادهام.
۶- مرد مستى وارد یک آتلیه عکاسى شد و با زبان الکنى گفت: لطفاً یک عکس دسته جمعى از ما بیندازید. عکاس با تجربه سرى تکان داد و گفت: تا من دوربین را آماده مىکنم شما به صورت نیم دایره بایستید.
۷- پسر کوچکى از مادرش پرسید: وقتى که من به دنیا آمدم تو کجا بودى؟
در بیمارستان عزیزم.
پدرم کجا بود؟
البته در دفتر کارش.
پدربزرگ و مادر بزرگ؟
خانه خودشان، کجا مىخواستى باشند؟
پسر بچه غرغر کنان گفت: همیشه همین طور است، هر وقت به خانه مىآیم، کسى نیست.
۸- در یک کنفرانس پزشکى، دکتر معروفى در حین سخنرانى گفت: از آن مىترسم که ما پزشکان در این دنیا دوستان زیادى نداشته باشیم.
صدایى از آخر سالن: در آن دنیا کمتر!
۹- کشیشى سر کلاس درس از بچهها پرسید: باید چه کار کنید تا گناهان شما بخشوده شود؟
پسرکى از ته کلاس: باید گناه بکنیم آقاى کشیش.
۱۰- در کلاس آموزش نظامى، افسر از سربازان پرسید: چه موقع یک سرباز مىتواند بدون اجازه از پادگان بیرون برود؟
یک سرباز: وقتى که مطمئن باشد گیر نمىافتد.
۱۱- جناب وزیر به مرخصى مىرود و براى حفظ سلامتى و کم کردن وزن تصمیم مىگیرد کار بدنى بکند. بنابراین به نزد روستایى مىرود و از او تقاضاى کار مىکند. روستایى او را به داخل انبار بزرگى مىبرد که کوهى از سیب زمینى روى هم انباشته شده و از آقاى وزیر مىخواهد که آنها را بر حسب کوچک و بزرگ بودن از هم جدا کند.
دو ساعت بعد جناب وزیر با پریشان حالى جلو روستایى مىایستد.
روستایى: براى روز اول کار سخت و سنگینى بود؟
وزیر: از جهت سختى و سنگینى کار خسته نشدم، از این که دائم باید در حال تصمیمگیرى باشم خسته شدم.
۱۲- پیرزنى در کوپه قطار نشسته بود و مردى روبروى او بود که دائماً آدامس مىجوید. پیرزن رو کرد به مرد و گفت: شما خیلى لطف دارید که مىخواهید با من حرف بزنید تا حوصلهمان سر نرود، ولى متأسفانه من کاملاً کر هستم.
۱۳- یک فرانسوى در شهر مونیخ به رودخانه افتاد و عاجزانه به زبان فرانسه کمک مىطلبید. یک نفر از اهل محل که روى پل ایستاده بود با خونسردى گفت: احمق جان، بهتر بود مىرفتى شنا یاد مىگرفتى نه زبان فرانسه.
۱۴- در یک بار دو مرد مست با هم صحبت مىکردند.
اسم من هانس است.
چه جالب! اسم من هم هانس است.
خانه من در خیابان فلان شماره ۸ است.
چه جالب! خانه من هم همان جا است.
طبقه دوم.
چه جالب! من هم در طبقه دوم هستم.
آخر راهرو.
جالبه! من هم همینطور.
کافهچى به یکى از مشتریان که محو این گفتگو شده بود گفت: هر روز آخر هفته این برنامه به همین شکل اجرا مىشود. آخر این دو تا پدر و پسر هستند.
۱۵-پسرى کار بدى کرده بود، پدرش او را گرفت و روى زانویش خوابانید تا چند ضربه به پشتش بزند. پسر فریاد کشید: پدرت هم تو را کتک مىزد؟
پدر: البته، هر وقت کار بدى مىکردم.
پسر: پدربزرگ تو هم او را کتک مىزد؟
پدر: البته که مىزد. همچنین پدر او…
پسر: حال که این طور است پس ما دو تا باید بنشینیم و با هم به طور جدى مذاکره کنیم تا به این عادت زشت خانوادگى که به ما ارث رسیده است خاتمه بدهیم.
۱۶- پسرى براى هدیه تولدش از پدرش تقاضاى یک هفت تیر واقعى داشت.
پدر: چى؟ عقل از سرت پریده؟
پسر: من یک هفت تیر درست و حسابى واقعى مىخواهم که بتوانم با آن خوب شلیک کنم.
پدر: دیگه بسه، حرف حرفه منه یا حرف تو؟
پسر: البته تو پدر، اما اگر یک هفت تیر واقعى داشتم…
مشاهده ی ادامه ی مطلب جوک های باادبانه













